تبلیغات
فرهیختگان بسکتبال ایران - درسی که از توپ و تور باید آموخت/ بسکتبال چه جنگلی دارد؟

درسی که از توپ و تور باید آموخت/ بسکتبال چه جنگلی دارد؟

نویسنده : basketball basketball پنجشنبه 16 مهر 1394 12:38 ب.ظ  •   

فرهیختگان بسکتبال - افشین رضاپور؛ برنامه توپ و تور دیشب از دهها برنامه بی خاصیت با کارشناسی های آبکی بسکتبال بهتر بود. یکی از راههای توسعه یافتگی بسکتبال دور یک میز نشستن ، گپ و گفت کردن و به عبارتی تضارب اندیشه هاست که متاسفانه بسکتبال ما سال ها از آن بی بهره بوده است و اما آنچه در این سال ها رواج پیدا کرد زیرآبی رفتن و برچسب زدن با چاشنی نان این و آن بریدن بود.

 برنامه توپ و تور دیشب به عنوان یک برنامه تخصصی که نتایج تیم ملی بسکتبال را در رقابت های جام ملت های آسیا به چالش کشید به دلیل محدودیت زمانی فقط بخشی از واقعیت ها را در گفت و گوی بهزاد کاویانی مجری برنامه با سعید فتحی به عنوان کارشناس ، علی توفیق دبیر فدراسیون بسکتبال و مهران شاهین طبع مربی تیم ملی به عنوان مهمان تلفنی برنامه آشکار کرد که از بهزاد کاویانی می خواهیم مانند این برنامه ها را به جای دعوت از کارشناسانی که تریبون رسانه ملی را محلی برای نان قرض دادن به یکدیگر می دانند ، بیشتر کند.

برنامه دیشب توپ و تور از چند منظر قابل بررسی است. در واقع برخی نقاط قوت و در مواردی نقاط ضعف که به بحث های حاضران در استودیو بازمی گردد ، با هم یک برنامه خوب تحلیلی ساخت. نخست نقطه قوت برنامه که دعوت از مربیان سرشناس بسکتبال بود. یک مربی با سابقه و با اعتبار مانند سعید فتحی بعد از سال ها سکوت خبری چند هفته ای است به عنوان کارشناس در رادیو ورزش فعالیت رسانه ای خود را آغاز کرده است و این بار در تلویزیون اهالی بسکتبال چهره مردی از این خانواده را مشاهده کردند که سال ها در غار تنهایی و سکوتش خزیده است. مردی که لازم نیست برای شناخت کارهایش به حدود پانزده یا بیست سال پیش بازگردیم و بگوییم امثال پویا تاجیک ها ، سعیدی ها و حدادی ها با او چگونه بسکتبالیست شدند.

شاهین طبع روزگاری دستیار فتحی در تیم های پایه ای بود و علی توفیق در جام ملت های 1997  با مربیگری فتحی در تیم ایران بازی کرد. در نگاه نخست باید افرادی با چنین سوابقی در کنار مصطفی هاشمی  در بسکتبال، یکدل و متحد برای توسعه بسکتبال و اعتلای این ورزش تلاش کنند ، گام بردارند و بنا بر تجربیات ارزنده ای که دارند باید راهبردهای مقابله ای با جهل در بسکتبال و ممانعت از فرسودگی ارکان این ورزش ارایه دهند اما متاسفانه نداشتن مدیریت صحیح در بسکتبال و بی برنامگی در سمت دهی کیفی نیروها سبب شده تا این روزها به جای اتحاد و همبستگی، زخم زبان و حرف های کنایه دار خطاب به یکدیگر بشنویم که متاسفانه فرهنگ بسکتبال را نشانه رفته است.

اگر به قول گافمن جامعه شناس شهیر که گفته نمایش دو صحنه دارد یکی روی صحنه و یکی پشت صحنه ، بنابراین افراد با قدرت دانش و حرکت آزادانه بر مبنای قانون هستند که می توانند بازی های پشت صحنه توسط افراد سودجو را از بین ببرند و به عنوان الگوهای فنی ، آثار فرهنگی جامعه بسکتبال را پررنگ کنند. 

در واقع دانش و قانون مداری دو مولفه ای هستند که به وسیله آنها می توان افراد با مرجعیت های غلط بر دیگران را شناسایی و از آسیب های فرهنگی که به جامعه بسکتبال وارد می کنند ، جلوگیری کرد. 

متاسفانه در این سال ها آنچه به صورت مهار نشدنی اتفاق افتاد و بسترهای مناسب توسعه یافتگی بسکتبال را در کام خود کشید استفاده و سودجویی  یک عده معین که خود را دارای مرجعیت و اقتدار بر اهالی بسکتبال می دانند ، بر عده دیگر بوده که در بیشتر سطوح به جای ترویج همبستگی، افراد مختلفی را در برهه هایی از زمان گوشه رینگ برده  با اختلاف و تفرقه افکنی ، مروج رفتارهای کینه توزانه ، عقده گشا و فردگرایی در بسکتبال بودند.

برای این عده سودجویی ؛ همان گونه که وبر توصیف کرده بر مبنای عقلانی نیست زیرا اگر بود باید بر اساس تقوی و انصاف صورت می گرفت در صورتی که ما شاهد غیرمنصفانه ترین رفتارها با افرادی بودیم وهستیم که سال ها در بسکتبال کار کردند .

اما چرا این اقتدار سنتی همچنان با گذشت سال ها پابرجاست و با وجود ریا و تزویری که ماهیت بسکتبال و فرهنگ این ورزش را به مخاطره انداخته دارای مرجعیت بر دیگران از جمله فرهیختگان و افراد با قدرت دانش بالاست دلیل اش را باید در نوع تعامل همین عده یافت و برای برون رفت از این آفت بسکتبال سوز، برنامه هایی مانند توپ و تور چهارشنبه شب می توانند سکاندار حرکت نوین در بسکتبال ایران باشند.

زندگی بر مبنای شایسته سالاری و تخصص از نشانه های اقتدار عقلانی در تنگاتنگ رفتار فرهنگی است که در این سال ها در ساختار صحیح خود تعریف نشده است یعنی اراده ای به این منظور نبوده زیرا افراد دارای مرجعیت بر دیگران جرات رویارویی با قدرت دانش بالا نداشتند از این رو سعی کردند به جای ارتباط راهبردی در بسکتبال ، افراد را به غار تنهایی خویش بفرستند زیرا بقای آنها در جامعه ای بدون ساختار و خط و شکل مشخص پیداست .

 جنگل سازمان یافته ماکس وبر را در نوع دیدگاه های این افراد بدون چارچوب ، بدون شایسته سالاری و تخصص باید جست و جو کرد که میز اداری و قدرت را به اصطلاح ارث بابا می دانند و اصلا نمی خواهند از آن پایین بیایند. 

توپ و تور و رسانه های دیگر اعم از شنیداری و نوشتاری در چنین فضایی باید نقش و کارکردهای رسانه ای خود را نمایان سازند و گام محکمی بسوی توسعه یافتگی از طریق رسانه در بسکتبال بردارند.بسکتبالی که بدون سرپوش گذاشتن بر روی واقعیت ها نیاز به گفتمان دارد تا هر گونه جهل و ریا را در کام ساختار مدرنیته خود فرو کشد. این بسکتبال باید براساس تعریف وبر از جنگل سازمان یافته باشد نه به معنی‌‌های «هر مرد برای خودش»، «کسی باقی می‌ماند که قوی‌تر باشد»، «بکش یا کشته شو»، «بخور یا خورده شو» و ... .               



آخرین ویرایش: شنبه 18 مهر 1394 02:04 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.