تبلیغات
فرهیختگان بسکتبال ایران - شام عروسی را باور کنیم یا حمله قلبی را / کی بود کی بود من نبودم های وزارت و فدراسیون بسکتبال

شام عروسی را باور کنیم یا حمله قلبی را / کی بود کی بود من نبودم های وزارت و فدراسیون بسکتبال

نویسنده : basketball basketball چهارشنبه 15 مهر 1394 02:50 ب.ظ  •   

بعد از عدم موفقیت در هر تورنمنتی، اما و اگرهای منتقدان و کارشناسان و حسرت هواداران آغاز می‌شود.

به گزارش کاپ، حکایت سوم شدن تیم ملی بسکتبال ایران در مسابقات قهرمانی مردان آسیا هم به همین شکل است که البته در این مورد جای بحث هم وجود دارد چرا که تیم ملی بسکتبال ایران در حالی گام به جام  بیست و هشتم قهرمانی آسیا گذاشت که در 4 دوره گذشته 3 بار قهرمان شده بود و حتی جواز حضور در المپیک 2008 پکن را هم به دست آورده بود.

همیشه بهانه برای توجیه کارها هست، همیشه بالاخره کسی پیدا می شود که باخت ها را به گردن دیگری بیاندازد. این قصه، قصه امروز بسکتبال است روزی که مسئولان فدراسیون، وزارت ورزش را در ناکامی بسکتبال مقصر می دانند و می گویند که بخاطر دیر برگزار شدن انتخابات این بلا بر سر بسکتبال آمد و از آن طرف هم وزارتی ها می گویند هیس! بسکتبالی ها که فریاد نمی زنند، بسکتبالی ها آدم های قانعی هستند، بسکتبالی ها که اهل اعتراض و شکایت نیستند،بسکتبالی ها که «خانه» نمی خواهند، بسکتبالی ها که پولکی نیستند، بسکتبالی ها قانعند! می گوئید نه؟ رئیسش را ببینید همیشه گفته و می گوید که آقای وزارتی ها از دیوار صدا در می آید اما از من صدا در نمی آید، من هیچ چیزی نمی خواهم و اهل داد وهوار هم نیستم. ما بی سروصدا کارمان را می کنیم نه شکایتی داریم و نه اعتراضی...

اما جالب است که این بار رضا مشحون می گوید:"ما قبل از این تورنمنت و در ایران باختیم. فدراسیونی که تا 8 ماه تکلیفش مشخص نباشد و بهترین زمان آماده‌سازی برای انتخاب سرمربی و برنامه‌های تیم ملی را از دست بدهد مطمئنا نتیجه‌ای اینچنینی کسب خواهد کرد."

حتما برادر کوچکتر با برادر بزرگتر هماهنگ نکرده و این حرف را زده است وگرنه بسکتبال که اهل شکایت نیست!

جالب تر آنجاست که نصرالله سجادی، معاون وزیر در جواب مشحون می گوید:" فدراسیون بسکتبال مسئول دارد و صحبت‌های مدیر سابق تیم‌های ملی درباره دلایل نتیجه نگرفتن تیم در مسابقات قهرمانی آسیا نمی‌تواند حائز اهمیت باشد. ما در خصوص فدراسیون‌هایی که نتایج قابل قبول نگرفته‌اند، جلساتی با کادر فنی برگزار کردیم. این کار را درباره والیبال انجام دادیم اما درباره بسکتبال، اینکه عدم کسب سهمیه المپیک را به 8 ماه اداره شدن این فدراسیون با سرپرست مربوط می‌دانند، فرافکنی است. در سال 2012 فدراسیون بسکتبال هم رئیس داشت و هم مدیر تیم ملی اما نتوانست به المپیک برود. این‌ها همه فرافکنی است و دلایل دیگری درباره تیم ملی بسکتبال وجود دارد که باید ریشه‌یابی شود."

ناکامی تیم ملی را به دوره سرپرستی فدراسیون ربط دادن یک نوع توجیه است.دوره قبل هم بسکتبال به المپیک نرفت آیا فدراسیون با سرپرست اداره می شد؟ باید به سجادی گفت نه آقا دوره قبل مافیا داشتیم و کس دیگری را قربانی کردیم!

به هر حال اینطور که مشخص است دعوای میان فدراسیون بسکتبال و وزارت ورزش بالا گرفته است و بعد از ناکامی دوباره به داستان کی بود کی بود من نبودم می رسیم.

جالب است در حالی دو جناح تقصیرات ناکامی را به گردن دیگری می اندازند که هر دو عاملان اصلی این ناکامی بودند.

اول از وزارت ورزش شروع می کنیم جایی که یکسال تمام برای ریاست فدراسیون بسکتبال برنامه ای نداشت و همین بی برنامگی آنها باعث شد که 8 ماه بسکتبال بلاتکلیف باشد و دوباره این رشته را برگرداند سر خانه اولش!

 آقای سجادی که امروز می خواهید با حرف های تان بگوئید هیس! این آشی است که خود شما پخته اید. یادتان هست چه بلایی سر انتخابات فدراسیون بر سر این رشته درآوردید؟ یادتان هست چگونه به زمین و زمان وصل شدید و چقدر زمان خریدید تا دوباره همان فردی که هیچ گاه صدای اعتراضش را نمی شنید دوباره بر صندلی ریاست بسکتبال بنشانید؟

اگر شما یادتان نیست ما خوب به یاد می آوریم. همان روزها گفتیم و نوشتیم که آقایان دست بجنبانید، ما المپیک داریم، سال حساسی است، بازیکنانی داریم که آرزوی رفتن به المپیک را دارند اما شما هر بار که ما را دیدید لبخندی زدید و در کمال آرامش گفتید عجله نکنید به موقع انتخابات بسکتبال برگزار خواهد شد. حتی یکبار برگشتید خیلی خونسرد گفتید شما چرا انقدر نگرانید؟ کمی آرام باشید هیچ اتفاقی برای بسکتبال نمی افتد! حتما اینها را یادتان نیست اما ما یادمان است چون این روزها را می دیدیم و الکی دلمان نمی جوشید و می دانستیم که آخر داستان چه خواهد شد. بفرمائید میل کنید این هم آشی که پختید!

اما فدراسیون بسکتبال فدراسیونی که در تمام این سالها همیشه دنبال مقصر بوده و هست، فدراسیونی که یک بار مافیا را مقصر صعود نکردن به المپیک می داند و یکبار هم وزارت ورزش را، فدراسیونی که برخلاف بازیکنانش دل شیر ندارد که سرش را بالا بگیرد و بگوید من مقصر هستم. دوره گذشته حامد حدادی مثل یک مرد اشتباهات را قبول کرد و گفت ما بازیکنان هم مقصر بودیم و باخت به اردن را می پذیریم، همه هم برای او کف زدند! ای کاش بزرگترها از حامد یاد می گرفتند اما حیف که آنها فقط دنبال مقصر و دشمن می گردند. دوره گذشته ماتیچ مقصراصلی بود و با مافیا زد و بند کرده بود تا بسکتبال ایران را به خاک سیاه بنشاند و امسال هم که وزارت مقصر است. جالب است که این دوره همان مافیا پشت سر آقایان نشسته بود اما کسی به او حتی نگفت بالای چشمت ابروست!

8سال بسکتبال بیهوده از دست رفت، دو دوره دست مان از المپیک کوتاه ماند و جام قهرمانی رفته رفته تنزل پیدا کرد و به برنز آسیا رسید.

آقای رئیس در روز بازی با فیلیپین تیم ملی را رها کرد و راهی ینگه دنیا شد، همان روز بازیکنان تیم ملی گفتند بابا مشحون رفت! او رفت به آمریکا چون تیم ملی و نتایجش برایش به اندازه دیدار با فرزندانش مهم نبود.

امروزمی گویند مشحون بخاطر ناراحتی قلبی به آمریکا رفته است! این را شاید کسانی که در بسکتبال نیستند باور کنند اما ما که خوب می دانیم داستان چیز دیگری است.

شنیده ها حاکی از آن است که مشحون روز بازی با فیلیپین به آمریکا رفته تا در عروسی نوه اش در هتل کسری دالاس در ایالت تگزاس شرکت کند، مشکل قلبی هم نداشته است البته شاید بعد از باخت به چین قلبش درد گرفته باشد که حالا باید چه کند و به بقیه چه بهانه ای برای شکست ها بیاورد!

شاید بقیه این را باور کنند اما ما باور نمی کنیم که پزشک آدمی که دچارفشار عصبی شده را تجویز کند 15 تا 20 ساعت سوار هواپیما شود و برای درمان به آمریکا برود. یعنی در چین نمی شد مداوا شود و در کنار بازیکنان تا روز آخر بماند؟ جالب است که در آن روزها هیچ کس ندیده که مشحون مشکلی داشته باشد و همه می گویند اتفاقا خیلی هم سر و حال بود. ای کاش از حامد یاد می گرفتید و خیلی مردانه می گفتید دلیل واقعی رفتن به آمریکا چه بود.

 ما بسکتبالی ها که دیگر به سفرهای رئیس مان به ینگه دنیا عادت کرده ایم اما الان دو بحث با وزارت ورزش داریم. یکی اینکه روزی که می گفتیم سن آقای مشحون بالا رفته و بهتر است نیروی جوان تری به این رشته تزریق شود برای امروز بود، برای روزی که پیرمرد بسکتبال به قول خودشان بخاطر یک باخت قلب درد نگیرد و تیم را روی  زمین و هوا رها نکند و به آمریکا نرود!

برای اینکه انگیزه ای نیست، هیجانی نیست و کاری وجود ندارد. برنامه ای برای بهتر شدن نیست همه اینها را خوب می دانیم و نمی توان به این اکتفا کرد که در دو ماه هم مربی آلمانی برای تیم آوردیم و هم اردوی اروپایی فرستادیم پس ما کارمان را درست کرده ایم و اشکال از جای دیگری است.

همه می دانیم محمود مشحون در دوره جدید با تغییرات شکلی نه محتوایی در فدراسیون در پی آن بود تا خواسته های مدیران بالادستی را با افزودن بر نفرات کمیته ها و کارگروه های متعدد برآورده کند اما به خاطر نداشتن برنامه های فرایندی و ناتوانی در سازماندهی نیروها و فعالیت های بسکتبال شکست دیگری خورد تا باز به این نقطه برسیم که بسکتبال نیاز به خون جدیدی داشته و دارد.

خلاصه آنکه امروز از نگاه جامعه بسکتبال دو گروهی که می خواهند گناه را برگردن دیگری بیاندازد عاملان اصلی این ناکامی هستند. وزارت ورزش در وهله اول با نسخه ای که برای بسکتبال پیچید و انتخابات فدراسیون را با چند ماه تاخیر برگزار کرد. بعد از آنهم فدراسیون نشین ها با نگاه و مدیریت سنتی همان راهی را رفتند که در گذشته می رفتند، تنها سعی کردند کسانی که راه آنها را می روند را جوانتر کنند.

درباره آنهایی که راه فدراسیون را در این چند ماه طی کردند هم حرف برای گفتن زیاد داریم که در روزهای آتی به آنها و نسخه هایی که برای بسکتبال پیچیدند اشاره خواهیم کرد.

ما امروز نه دلمان برای وزارتی ها می سوزد و نه مشحون ها، دلمان برای بسکتبال و بسکتبالیست های آن می سوزد که بخاطر بی برنامگی عده ای دارند می سوزند و حیف می شوند. آنها اگر مدیران لایقی داشتند الان باید باز هم در آسیا آقایی می کردند. اگر چین قهرمان شد لایقش بود چون هم برنامه داشت و هم سالها تلاش کرد آخر هم به نتیجه اش رسید اما ما چه کردیم؟ مایی که حتی توانایی گرفتن یک میزبانی نداریم. اگر امروز ما به المپیک رفته بودیم خیانت بود در حق چین!

و باز هم به اینجا می رسیم که این خانه از پای بست ویران است.

سعیده فتحی



آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 مهر 1394 03:02 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.